الشيخ البهائي العاملي
655
جامع عباسى ( با حواشي هشت فقيه واليمقام ) ( طبع جديد ) ( فارسى )
دهم : ملحق شدن فرزندى كه بعد از شش ماه يا بيشتر متولّد شود به دخولكننده و اگرچه دخول به شبهه باشد هر گاه آن زن شوهر نداشته باشد . يازدهم : در عدّهء رجعيّه رجوع كردن [ 1 ] به سبب دخول . دوازدهم : لعان كردن به زن مدخوله [ 2 ] هرگاه نفى ولد كند . سيزدهم : ساقطشدن امتناعزن از دخولكردن شوهرجهتگرفتنمهر بعد از دخول . چهاردهم : ثبوت طلاق سنّت و بدعت . [ 3 ] پانزدهم : ثبوت مهر به وطى كنيز مشترك . شانزدهم : ثبوت مهر به وطى كنيز مكاتبه . [ 4 ] هفدهم : گرديدن كنيز صاحب فراش به سبب دخول كردن ، چه به اين مضمون روايت وارد شده « 1 » . هجدهم : قطع عدّه كردن هر گاه از زنا حامله باشد . [ 5 ] نوزدهم : ثبوت فسخ مشترى كنيز را هر گاه بايع وطى كرده باشد . [ 6 ]
--> [ 1 ] يعنى رجوع محقّق شدن به سبب دخول كردن اگر چه قصد رجوع نداشته باشد . يعنى رجوع محقّق مىشود هرگاه شوهر وطى كند هر چند قصد رجوع نداشته باشد و امّا با قصد پس حاجت به دخول نيست ، بلكه بعضى بوسه و دست ماليدن را بدون قصد در رجوع كافى دانستهاند . ( يزدى ) [ 2 ] يعنى شرط است در آن اينكه زوجه مدخوله باشد و حكم در لعان قذف نيز چنين است بنابر اقوى ، پس دخول در لعان مطلقاً شرط است . ( يزدى ) [ 3 ] يعنىطلّاق عدّىشدنموقوفاست بررجوع درعدّه و دخول بعدازرجوع . ( نخجوانى ، يزدى ) [ 4 ] يعنى هرگاه مولى وطى كند بايد مهر بدهد . ( نخجوانى ، يزدى ) [ 5 ] حمل از زنا قطع عدّهنمىكند ، بلى هر گاه در عدّه به شبهه وطى شود و حامله شود قطع عدّه مىشود ، پس بايد اوّل عدّهء شبهه به وضع حمل بگذرد بعد از آن بقيّهء عدّه طلاق را نگاه دارد . ( يزدى ) [ 6 ] شايد مراد اين باشد كه هرگاه از مولى حامله شده باشد بيع منفسخ يعنى باطل مىشود ، چون امّ ولد شده است . ( دهكردى ، يزدى ) ( 1 ) نيافتيم .